تابلو نقاشی کلاسیک
در نگاه اول به قاب های پر از نقش و نگار و رنگ به رنگ کلاسیک ایرانی گاهی سوارانی با اسب را میبینید که به نحوی عزم رزم در آنهاست انگار که همین دقایقی پیش از دل شاهنامه بیرون آمده اند تا به سرانجام برسانند باری که بر دوش آنها گذاشته شده را و گاهی خلاف آن در کادر زمینه نقاشی فقط بزم میبینید و ساز و شادی و شراب، ولی نکته جالبی که درون همه این نقاشی هاست هر کدام از آنها چه موضوع رزم باشد چه بزم هیچ خشونتی نمییابید فضا کاملا آرام و دلنشین است. در نقاشی های کلاسیک مینیاتور که مختص سرزمین ایران است عشق همواره جاری است آسمان آبی است و سطوح و اشیا و درختان و گل ها با رنگ های زنده و شاداب؛ آبی لاجوردی، شنگرف، سبز زمردین، طلایی و فیروزه ای با شفافیت هر چه تمام تر رسم شده اند. هر کدام پیام و هر خط و خالی حامل نکته های بسیار ظریف از سبک زندگی در عصر آنهاست. در اینجا اگر به نگاه زیباجوی خود کمی بیشتر فرصت دهید تا با چشم خریداری بنگرد متوجه میشوید نقطهای نیست که نقاش از کنارش بی تفاوت گذشته باشد. تابلوی چوگانی را ملاحظه کنید؛ گویی خالق اثر خودش در کادر این زمینه چوگان را به دست گرفته و بازی کرده و با خمیدگی انتهای آن نه تنها گوی را جابجا کرده بلکه با نگاه معنادار به آن برای من و شما که بیننده هستیم یادآوری نموده که یادتان نرود خسرو و شیرین نیز زمانی به عنوان بازی و وقت گذرانی با چوگانی که از بید ساخته شده بود به گوی جلوی رویشان ضربه زدند و وقتی گوی میغلتید در آن آیندهی روزگارشان را پیش چشمانشان دیدند. در طرح ها همه چیز هماهنگ و با معناست. نگارگر در هر دورهای که کار کرده باشد به هر زمانی و در هر مکتبی؛ اصفهان باشد، تبریز و شیراز و هرات فرقی نمیکند این سبک نقاشی همانطور که بار قدمت و تمدن بیش از دو هزار سال را به دوش میکشد، وجهی مشترک میان همه آنهاست؛ نقش و طرح، بُعد و پرسپکتیو ندارد، چه خطی چه نقطهای، مبنای قرار گرفتن در صفحه نقاشی، بنابر جایگاه شخصیتی هر انسانی به لحاظ موقعیت اجتماعی اوست. شاه یا حاکم بالاتر است. شیخ و مرشد جاییست که توسط خدمتکاری معمولا زیبا روی و جوان و لاغر اندام با صورتی صاف و کمی گلگون پذیرایی میشود. در عمارت های مجلل داخل این مینیاتورها، این طرز قرار گرفتن لایه به لایه آدم هاست که عمارت را طبقاتی و بلند نشان می دهد. همه بر روی هم چیده شده اند اما تداخل وجود ندارد. هیچ سایه روشنی به وضوح دیده نمی شود، چرا که خورشیدی در نقاشی پیدا نیست و حضور ندارد. پس نور به همه جا یکنواخت پخش می شود و شما معمولا کنتراست رنگ ها را به همین دلیل در نقاشی های این چنین نمییابید، حتی زمانی که داستان آن فلسفی و عرفانی و ماورایی باشد.، باز رنگ ها خالص اند و واقع گرایی که همان رئال است در آن مشاهده نمیشود.
سال های بسیار زیادی از شروع نگارگری در ایران میگذرد. حتی زمانی که هنوز نقاشی را به شکل طرح زدن روی چوب، کاغذ و استخوان انجام نشده بود، مردمانانی بودند در ایران که کار روزمرهشان نقاشی بود. آنها طرح گل و ماه و خورشید و درخت را بر روی ظروف سفالی و دیگر ساختههایشان میکشیدند و گاهی شاه و ملکهای را روی دیوار و سطوح و ظروف ترسیم میکردند و گاهی تصورشان از زندگی آیندهی پس از این جهان را. و بعد به مرور زمان توانستند موادی معدنی را که ماده اصلی آن خاک بود را رنگین کنند و رنگ بسازند و به نقاشی و خلق کردن های زیباتری دست یابند. روز به روز رنگ ها کامل تر شد و نقاشی ها زیباتر و این روند تا آخر حکومت صفویان ادامه داشت و پس از آن برخی شروع به یادگیری سبک نئوکلاسیک کردند. بُعد و پرسپکتیو کم کم اضافه شد و نقاشی سرزمین ما مثل بسیاری دیگر از مهارت ها از اروپا تاثیر گرفت و این زمانی بود که ناصرالدین شاه قاجار بر تخت سلطنت بود و رفت و آمدهای او و تعدادی از هنرمندان مثل کمال الملک به اروپا بانی تقویت این سبک و سیاق شد.
اما باز هم مینیاتور ایران قوی تر از آن بود که با آمدن سبکی مدرن از یاد برود و فراموش شود. هر کدام در جایگاه خود باقی ماندند و اصالتشان را حفظ کردند. و این چنین است که در جایی، در چنین مجموعهای هنوز نقشینههایی هست که نثار دیدگان شما شود. و سبک زندگی قدیم را با هر قطرهی رنگی که در جایی از نقاشی ها جا خوش کرده از یادتان نرود و آن را با تمام وجود حس کنید و گاهی پیش می آید که دلتان می خواهد ورود کنید به آن و بوی عطر گل هایی که می بینید را نفس بکشید. بدون شک دیدن تابلوی زندگی زیبای ایل ها و عشایر در این مجموعه همان قدر به شما لذت و شادمانی می دهد که تابلوی بزم و ساز و عود و چنگ، دیدن طرح بانوی باوقار ساسانی کاری می کند که هم از تماشای این اثرها لذت ببرید و هم نقاش و قلم او را ستایش کنید و به پیشینه خود و ایرانی بودنتان افتخار کنید. در اینجا لیلی و مجنون را آن طوری که دوست دارید در کنار هم و با هم میبینید و غم جدایی آنها دیگر عذابتان نمیدهد. در هر یک از کاشی ها و شکوفه ها و صورت های ظریف و گرد و بکر چیزی جز مرارت و رنجی زیبا نمیبینید. این نقاشی ها در جاهای دیگر دنیا هم گاهی وجود دارد اما هیچ کجا درخشانی رنگ ها و جداسازی مناسب خطی که با قلمی نازک، بسیار هنرمندانه بین رنگ ها قرار گرفته، بدون اینکه سایهای به کمک نقاش بیاید، هرگز نخواهید دید و این نشان می دهد که هنرمند ایرانی همیشه در هر شرایطی در جای مناسب و درست خود در تاریخ قرار گرفته و حتی زمانی که رونقی نبوده تا خستگی چشم و دستش را جبران کند باز با امید، این زیبایی های ماندگار را خلق کرده است.
شاید نتوان به جرأت گفت که در مملکت پارس، شهر اصفهان تنها پایگاه اصلی و به وجود آورنده این هنر عظیم باشد، اما میشود گفت که هنرمندانش از مهمترین بانیان و ادامه دهندگان نقاشی کلاسیک بودهاند و هستند. کسانی که با هر چه داشتند طرح هایی خلق کردند که چشمان شما را نوازش دهد و خستگی و روزمرگی های زندگی را از شما بگیرد. هر کدام از این نقشینه ها به خودی خود زیبا هستند و از شما دلبری می کنند، آنقدر که انتخاب را برایتان سخت می کند. در این سبک نقاشی پس از اینکه هنرمند احساس کرد تمام ذهنیت خود را به روی سطح مورد نظر چه کاغذ باشد چه استخوان و چه چوب انتقال داده، مثل باغبانی که نهال یا گلهای مورد علاقه اش را در باغچهای کاشته و در صدد حفاظت از آن بر میآید پرچینی میزند.
نقاش هم برای اینکه این هنر ظریف و دوست داشتنیِ مینیاتوریش را حفظ کند، با کادر و قابی ارزشمند محصورش میکند. که معمولاً این قاب از چوب یا از جنس خاتم است و خاتم خود شاخهای ارزشمند از درخت تنومند هنرهای صنایع دستی این سرزمین است که از آمیختن چوب، استخوان و رشتههای نازک فلزی که در هم تنیدهاند، آراسته شده است و باعث میشود جلوهی بیشتری به نگارها و گلها و رنگهای درون نقوش ببخشد.
تابلو نقاشی نئوکلاسیک
تابلو نقاشی در اصفهان
قیمت تابلو نقاشی کلاسیک ایرانی
برای استعلام قیمت تابلو نقاشی با فروشگاه تماس بگیرید.

گز خوری قلمزنی آبکاری نقره سیاه قلم
تابلو نقاشی بزم مکتب هرات
تابلو نقاشی چوگان اعلی و قاب خاتم








